اولین دیدارمون اولین قدم زدن هامون اولین بوسه هامون همه و همه داره عین فیلم از جلو چشمام رد میشه ... بار دومی که اومدی شیراز من تو فرودگاه دل تو دلم نبود .. با یه دسته گل تو دستم فقط و فقط منتظر بودم عشق وجود دارد ...
بازم شب شد بازم من موندم و یک دنیا غم و حسرت ... حسرت نداشتنت حسرت بودن با تو حسرت قدم زدن با تو و ... عکیای خوشگلتو دارم نگا میکنم و اشک امونم نمیده ... شاید با خودت این روزا فکر کنی که فراموشت کردم عشق وجود دارد ...